تبلیغات

جغرافیای سیاسی نوین

جغرافیای سیاسی نوین
تنها در آب آرام است كه می شود تصاویر زیبا را دید. 
مدیروبلاگ/تعدادمطالب
نظر سنجی
اگر سیاست بین المللی را نظامی مبتنی بر زور و قدرت بدانیم و حقوق بین الملل را مجموعه ای نهادینه از كنوانسیون ها و قراردادهای بین المللی؛ سؤال: به نظر شما در نظام بین الملل تفوق و برتری كدامیك بیشتر و گسترده است؟



پایگاه اینترنتی
مقالات تخصصی
همایش ها
جغرافیای شیعیان
مراجع تقلید و علمای شیعه
مطالعات جغرافیای سیاسی

        موزائیک اقوام در بستر تاریخ

 
ایراس؛ تاریخ چند هزار ساله آسیای مرکزی (از هزاره دوم قبل از میلاد تا قرن هجدهم میلادی) را می توان در رابطه بین مردمان و چادرنشینی و یکجانشینی خلاصه کرد. آسیای مرکزی این وضعیت  چادرنشینی خود را تا سال ها حفظ کرد؛ در حالی که در این مدت تمدن های بزرگی در خاورمیانه و چین به وجود آمدند. مردمان آسیای مرکزی نیز مانند تمامی مردمان کوچ نشین به پرورش اسب و گوسفند مشغول بودند و در قالب قبیله و طایفه زندگی می کردند. آنها گرچه یکجانشین نبودند، روابط نزدیک تجاری با یکدیگر داشتند و در تجارت کاروانی با هم مشارکت می کردند.....

              موزائیک اقوام در بستر تاریخ

 
ایراس؛ تاریخ چند هزار ساله آسیای مرکزی (از هزاره دوم قبل از میلاد تا قرن هجدهم میلادی) را می توان در رابطه بین مردمان و چادرنشینی و یکجانشینی خلاصه کرد. آسیای مرکزی این وضعیت  چادرنشینی خود را تا سال ها حفظ کرد؛ در حالی که در این مدت تمدن های بزرگی در خاورمیانه و چین به وجود آمدند. مردمان آسیای مرکزی نیز مانند تمامی مردمان کوچ نشین به پرورش اسب و گوسفند مشغول بودند و در قالب قبیله و طایفه زندگی می کردند. آنها گرچه یکجانشین نبودند، روابط نزدیک تجاری با یکدیگر داشتند و در تجارت کاروانی با هم مشارکت می کردند. [1]

آسیای مرکزی سرانجام زیر سلطه روس ها و چینی ها درآمد. در اوایل قرن شانزدهم دولت های تاتاری منطقه ولگا توسط روس ها سرنگون شدند و در دو قرن هجدهم و نوزدهم نیز کریمه، استپ های شمالی، ترکستان و مناطق ماوراء دریای خزر نیز به خاک روسیه پیوسته شدند. چینی ها نیز ترکستان را به تصرف درآوردند و بدین ترتیب در پایان قرن نوزدهم آسیای مرکزی میان دو قدرت چین و روسیه تقسیم شده بود.

مناطق بالای دریاهای سیاه، خزر، آرال و دریاچه بالخاش منطقه ای استپی بود و مردمان ساکن آن منطقه نیز به دامداری مشغول بودند و به زبان های ترکی-آلتایی صحبت می کردند. فتح این منطقه توسط مغول ها به معنای یکپارچگی سیاسی برای نظام طایفه ای و پدرسالارانه ی آنها بود. در این زمان اردوی زرین توانست روسیه، اوکراین،لهستان جنوبی، مجارستان و بلغارستان را به تصرف خود درآورد. مسکو مهم ترین امیرنشین تابع اردوی زرین در روسیه بود.                                                                                                                  
امپراتوری اردوی زرین از اواسط قرن سیزدهم تا قرن پانزدهم قدرت برتر منطقه بود اما به دلیل حملات عثمانیان و ظهور قدرت هایی در مسکو، مولداوی و لیتوانی به تدریج ضعیف و در نهایت متلاشی شد. [2] به طور کلی در طول قرون چهاردهم و پانزدهم کشمکش بر سر قدرت به خصوص در نواحی جنوبی وجود داشت. سرانجام در نتیجه درگیری های میان شاهزادگان اردوی زرین و اردوی سفید، مردم مجبور به مهاجرت های دسته جمعی شدند و بدین ترتیب پیمان تابعیت و وفاداری قبایل تغییر کرد. ثبات نسبی در قرن شانزدهم در این منطقه حاصل شد؛ زمانی که قاسم خان یکی از سرداران جنگ موفق شد که قبایل اصلی منطقه را متحد کند و بر آنها فرمانروایی کند. [3]

دو گروه عمده قومی در استپ های شرقی که از دریای خزر تا تیانشان و کوه های آلتای کشیده می شدند، دو قوم ازبک و قزاق بودند. قوم قزاق در مناطق واقع در شمال دریاهای خزر و آرال استقرار داشت. در هزاره اول قبل از میلاد، به هنگام مهاجرت آریایی ها به اروپا و هند ،بخشی از آنها در سرزمین قزاقستان ساکن شدند. کلمه قزاق احتمالا به معنای آزاد (از سلطه ازبک ها) می باشد.

لاپیدوس در کتاب تاریخ جوامع اسلامی عنوان می کند که "کلمه قزاق ابتدا به یک طبقه نظامی اطلاق می شد، سپس به یک اتحادیه سیاسی اطلاق گردید و نهایتا به عنوان نام یک گروه خاص قومی قرار گرفت." قزاق ها سه گروه بزرگ بودند به نام های اردوی بزرگ، اردوی متوسط و اردوی کوچک. گروه دیگری به نام بوکی (اردوی میانی) نیز در اوایل قرن نوزدهم در این قوم به وجود آمد. این گروه ها در زمانی که در مقابل دشمن مشترک و یا قدرت های بزرگتر نظیر روسیه قرار می گرفتند، با یکدیگر متحد می شدند.

واحدهای حکومتی قزاق زمانی به وجود آمدند که نخبگان سیاسی و نظامی قزاق توانستند با تکیه بر هویت قومی ، زبانی و دینی مشترک، طوایف مختلف را گرد هم جمع کنند. اگرچه این وفاداری ها چندان باثبات نبودند و گروه های کوچک منطقه، همواره از اتحادیه ای به اتحادیه دیگر می پیوستند و هویت خود را متناسب با اتحادیه جدید تغییر می دادند. تا سال های پایانی قرن هجدهم روسیه در این منطقه پیشرفت زیادی کرده بود. استپ های جنوبی، کریمه، استپ های شمالی، کنترل بر منطقه ولگا و دریاچه آرال، غازان، آستراخان و سواحل شمالی دریای خزر در کنترل روس ها درآمد. قزاق ها نیز در درون سرزمین خود درگیری هایی با اقوام مهاجم زردپوست داشتند که تا قرن هجدهم ادامه یافت. به همین دلیل قزاق ها در پی آن بودند که حمایت امپراتوری روسیه را جلب کنند. [4]

پتر کبیر ابتدا در امتداد استپ های شمالی ، از رود اورال تا رود ایرتیش، دژهای نظامی متعددی احداث کرد و سپس به قزاق ها حمله کرد. وی در سال 1723 توانست اردوی بزرگ قزاق ها و در سال 1730 اردوی کوچک آنها را نیز تحت سلطه درآورد. یک قرن بعد در سال 1824 کلیه خانات قراق برچیده شدند و قوم قزاق کاملا تحت کنترل سیاسی روس ها قرار گرفت و بدین ترتیب سلطه روس ها بر قلمرو قزاق ها کامل شد. البته شورش هایی در این مناطق درگرفت ولی هیچ یک نتوانستند بر روس ها غلبه کنند. تسلط روسیه تزاری بر این مناطق باقی ماند تا اینکه در سال 1917 انقلاب بلشویکی روس ها به وقوع پیوست و آغاز حکومت شوروی تاریخ این مناطق را دگرگون کرد.


► شکل گیری اتحاد شوروی

در 26 اکتبر 1920 میلادی، جمهوری خود مختار قزاق در داخل خاک شوروی اعلام موجودیت کرد.  طی سال های 1924 و 1925 میلادی ایالت «سیر دریا» و «سیمرچی» که در آغاز جزء جمهوری ترکستان بودند به جمهوری خود مختار قزاق واگذار شدند. این واگذاری به این دلیل انجام شد که اکثریت ساکنان این دو ناحیه قزاق بودند. در سال 1925 میلادی ایالت خود مختار «قره قالپاق» نیز به قزاقستان ضمیمه شد. البته بعدا در سال 1936 میلادی از قزاقستان جدا شد و به جمهوری ازبکستان پیوست. در پنجم دسامبر همین سال، جمهوری قزاق به یک جمهوری عضو اتحاد جماهیر فدراتیو سوسیالیستی شوروی مبدل شد. [5]

با آغاز مرحله اجرای سیاست‌ های دوران پس از انقلاب که مقامات شوروی درصدد تبدیل قزاقستان به بخش خودکفا و فعال نظام سیاسی جدید خود برآمدند، لازم بود که به نیازهای اقتصادی این جمهوری توجه فوری شود. اصلاحات ارضی در برنامه اجتماعی پیشنهادی بلشویک ‌ها از اولویت برخوردار بود. با این وجود، در کشوری که زندگی چادرنشینی حکمفرما بود، واگذاری زمین برای اسکان همیشگی به کسانی که تابستان و زمستان هر سال بین ییلاق و قشلاق در حرکت بودند، معنایی نداشت. با این همه شوروی از بومیان قزاقستان خواست که سبک زندگی سنتی خود را تغییر دهند و یکجانشین شوند.

رقابت قدرت نیز در ناآرامی های دهه 1920 درحالی ادامه داشت که این جمهوری با کمبود محصولات کشاورزی رو به رو بود و از مشکلات شدید اقتصادی رنج می برد. اشتراکی کردن مزارع با مقاومت های شدیدی از سوی دهقانان رو به رو شد. آنها ترجیح می دادند محصولات خود را بسوزانند ولی آنها را به دولت تسلیم نکنند. میلیون ها تن کشته شدند؛ در نتیجه چهار هزار سووخوز و 240 هزار کالخوز به وجود آمد. در نظام کالخوزی زمین به افراد تعلق داشت. میزان مشخصی را از محصولات به دولت می دادند و باقی مانده به افراد خود می رسیدند. در سووخوزها افراد کارمند دولت و یا کارگر کشاورزی بودند. هر دو تحت کنترل حزب بودند و روستاییان با آن مخالفت می کردند. [6] در نتیجه این سیاست، در قزاقستان نیز تا پایان سال 1938، 98درصد جمعیت روستایی قزاقستان در این مزارع اشتراکی ساکن شده بودند.

سال های 1928 و 1933 استالین برنامه اقتصادی مهم دیگر خود یعنی صنعتی کردن شوروی را آغاز کرد. در این برنامه اولویت به صنایع سنگین داده شد. شهرهای قزاقستان مانند آلماتی و دیگر شهرها مقر جدید کارخانه ها و دیگر تشکیلات اقتصادی شدند که از بخش اروپایی روسیه منتقل شده بودند تا از تهدید جنگ در امان باشند و به تولید خود ادامه دهند. استالین پس از رسیدن به قدرت شروع به تصفیه گسترده افراد طراز اول حزب کرد.

پاکسازی به معنای حذف فیزیکی آنها بود، و نه تبعید و حتی اخراج از روسیه مانند تروتسکی. تصفیه های استالین در قزاقستان نیز مانند دیگر جمهوری ها وجود داشت و در سال های 1937 و 1938 به اوج خود رسید. اعضای معترض حزب و نیز دبیر اول آن "ال.آی.میرزوئیان" دستگیر، محاکمه و به اعدام محکوم شدند. قزاق ها خود را مظلوم و ستمدیده می انگارند. به اعتقاد آن ها اعمال فشارهای سنگین استعماری در دوران شوروی و پیش از آن پیرو سیاست های تبعیض آمیزی بود که با هدف تبدیل قزاق ها به اقلیتی در جمهوری خود طرح ریزی شده بودند. در همین راستا رییس اتحادیه نویسندگان قزاقستان فهرست کاملی را از بی عدالتی ها و ستم های روا داشته بر قزاق ها مانند اسکان اجباری در پایان قرن نوزدهم، قحطی دوران جنگ داخلی، کشتار دسته جمعی آنان از سوی استالین که قزاق ها از آن به هلوکاست نیز یاد می کنند و دیگر مسائلی چون آلودگی و تخریب محیط زیست آنان تهیه کرد. به گفته وی این ستم ها به قیمت جان چهار میلیون انسان تمام شد؛ و به همین دلیل مردم قزاق باید غرامت دریافت کنند. [7]
 
                       

► استقلال قزاقستان

پس از فروپاشی شوروی،جمهوری قزاقستان در سال 1991 به استقلال رسید. قزاقستان از شمال غربی چین تا بخش کوچکی از رودخانه آرال واقع شده است. مساحت این کشور، 900/724/2 کیلومتر مربع است و با روسیه، چین  ، ازبکستان، قرقیزستان  و ترکمنستان مرز مشترک دارد. آب و هوای این سرزمین، قاره ای، خشک و نسبتا کم آب است.

قزاقستان از 14 استان تشکیل شده است و پایتخت کنونی قزاقستان شهر آستانه است. در سال 1997 این شهر به دلایلی نظیر نزدیک بودن آلماتی به مرزهای بین المللی و جلوگیری از تمرکز جمعیت روس تبار ، به عنون پایتخت جدید قزاقستان معرفی شد. طبق آمار سال 2010 جمعیت آستانه 705 هزار نفر است که 2/65 درصد قزاق ، 8/23 درصد روس و باقی جمعیت آن را اوکراینی ها، آلمانی ها و دیگر نژادها و قومیت ها تشکیل می دهند. در حالی که در سال 1999، جمعیت آن حدود 281 هزار نفر و تنها 30 درصد از آنها قزاق بودند. اهمیت این شهر از آن جهت است که بخش عمده ای از درآمدهای نفتی این کشور صرف ساخت و ساز پروژه های عظیم ساختمانی می شود که عظمت این طرح ها در منطقه کم نظیر است.

پس از استقلال قزاقستان، در دسامبر 1991، انتخابات برگزار شد و نور سلطان نظر بایف توانست بیش از 98 درصد آرا را به خود اختصاص دهد. این رهبری با پیروزی در همه پرسی سال 1995 تا سال 2000 استمرار یافت و تا امروز ادامه دارد. [8]
 

► ملت باوری در قزاقستان

یکی از بزرگترین چالش های پیش روی جمهوری های آسیای مرکزی پس از استقلال بازسازی هویت مردم خود به عنوان یک ملت مستقل بود. این جمهوری ها پس از استقلال دیگر به عنوان یکی از جمهوری های اتحاد جماهیر شوروی نبودند و نیازمند بودند که هویت خود را به عنوان یک ملت مستقل بازسازی کنند. [9]

جمهوری قزاقستان از جمله کشورهایی است که تنوع قومی بسیار زیادی دارد و میان کشورهای منطقه از این نظر بی نظیر است.  بنابراین چالش بزرگ بر سر راه قزاقستان این است که چگونه بتواند بازسازی هویتی خود را با فاصله گرفتن منطقی از روسیه انجام دهد. یکی از اقدام های این کشور در راستای ملت سازی و بازیابی هویت ملی، توجه به شهرهای تاریخی آنهاست که پیش از شکل گیری شوروی به عنوان نماد فرهنگی این کشورها می توانستند مورد استفاده قرار بگیرند. این شهرها به طور عمده به عنوان پایتخت معنوی این جمهوری ها نام برده می شوند. [10]

با وجود همه این فشارها از سوی دولت شوروی که عوامل هویت ساز مانند عوامل تاریخی و تنوع قومیتی جمهوری ها را نادیده می گرفت و به آنها امکان ظهور نمی داد، مردم قزاقستان به تاریخ، فرهنگ و سنن خود آگاهی داشتند. این خودآگاهی فرهنگی به ویژه پس از فروپاشی و با نبود فشارهای حکومت مرکزی شوروی، امکان بروز یافت و شدیدتر شد. [11] توجه به جریان ملی گرایی و بازسازی هویت قزاق ها به عنوان یک ملت در دستور کار دولت مستقل قزاقستان قرار گرفت و سیاست های بسیاری در جهت تحقق آن اجرا شد. یکی از اقدامات دولت قزاقستان برای احیای زبان قزاقی، انتخاب آن به عنوان زبان رسمی کشور بود. نامزدهای ریاست جمهوری قزاقستان نیز باید در امتحان زبان قزاقی پذیرفته شوند. قزاق ها پس از فروپاشی، به احیا و معرفی آثار ادبی خود پرداختند و به طور گسترده درصدد نگارش تاریخ و احیای ادبی فرهنگ خود پرداختند. احیای آداب و رسوم ملی نظیر برگزاری جشن نوروز نیز از دیگر اقدامات بوده است. سیاست های دولت پس از استقلال گرچه بر احیای فرهنگ قزاق متمرکز بوده است اما این به معنای بی توجهی به دیگر اقوام و دیگر زبانهای موجود در کشور نبوده است.

دولت به تاسیس مجمعی اقدام کرد به نام دم دروژبا که به معنای خانه دوستی است. کارویژه این مجمع گردهمایی همه اقوام ساکن در قزاقستان است که از این طریق به بررسی امور خود می پردازند.همچنین مراسمی در سومین یکشنبه ماه سپتامبر هر سال به مدت هفت روز برگزار می شود که عنوان جشن زبانها و روز زبانها دارد. [12]
 

► مذهب در قزاقستان

اسلام در قزاقستان سابقه بسیار طولانی دارد. تاریخ حضور اسلام در قزاقستان را حدودا به عصر سامانیان و جانشینان آنان در ماوراءالنهر و ترکستان نسبت می دهند. [13]

سابقه حضور طولانی اسلام در منطقه سبب شد پس از فروپاشی، یکی از مهم ترین جریان های موجود در قزاقستان اسلام گرایی باشد که البته دولت در جهت حفظ و کنترل آن سیاست های زیادی را اجرا کرده است. 

به طور کلی اسلام گرایی در قزاقستان جریانی رو به توسعه است، البته باید اذعان داشت که غرب گرایی نیز از دیگر جریان های مهم پس از فروپاشی در قزاقستان بوده است که در بسیاری موارد گرایش های غرب گرایان و اسلام گرایان در تقابل با یکدیگر قرار می گیرند و اسلام گرایی نتوانسته است خود را در برابر فرهنگ غرب به نمایش بگذارد. اما به هر حال مراکز دینی و مساجد تلاش دارند جوانان را با اسلام بیشتر آشنا کنند و اداره مفتیات نیز فعالیت های چشمگیری دارند. [14] بر اساس آمار سال 2009 میلادی، 47درصد جمعیت قزاقستان مسلمان، 44درصد مسیحی ارتدوکس روسی، 2 درصد پروتستان و 7 درصد مومن به بقیه مذاهب هستند. [15]
 
 
► اقتصاد قزاقستان

قزاقستان پس از استقلال برنامه آزادسازی اقتصادی را آغاز کرد و مانند دیگر کشورهای منطقه وارد دوره ی گذار شد. برنامه های اقتصادی و سیاسی دوران اصلاحات برای رهایی از ساختارهای نظام کمونیستی بود. در آغاز فروپاشی، قزاقستان نیز مانند دیگر کشورهای منطقه وارث ساختارهای شوروی بود. اقتصاد این کشور عقب مانده بود و بخش عظیمی از سرمایه های کشور در کشاورزی صرف می شد ، درحالیکه به بخش صنعت اهمیت چندانی داده نمی شد و بخش خدمات بسیار عقب مانده بود. در آستانه استقلال، 29 درصد تولید ناخالص داخلی قزاقستان به کشاورزی اختصاص داشت در حالیکه یک کشور پیشرفته مانند کشورهای اروپایی تنها 3 درصد اقتصاد خود را صرف کشاورزی می کنند.[16] بنابراین در آستانه آغاز برنامه اصلاحات اقتصادی لازم بود به بخش صنعت و خدمات توجه بیشتری شود. [17]

پایه و اساس اقتصاد قزاقستان را منابع نفت و گاز این کشور تشکیل می دهد. صادرات نفت خام عمده ترین منبع درآمد صادراتی آن است. معادن فلزی غنی قزاقستان نیز در اقتصاد این کشور نقش مهمی دارند. صادرات نفت و گاز سبب رونق بخش های مختلف اقتصاد از جمله بخش صنعت در کشور شده است. سابقه بهره برداری از نفت در قزاقستان به دهه 1970 و 1980 بازمی گردد.
در حال حاضر روسیه حضور پررنگی در بخش انرژی قزاقستان دارد. شرکت لوک اویل روسیه از بزرگترین سرمایه گذاران پروژه های نفتی و گازی قزاقستان است و در هفت پروژه نفتی قزاقستان درگیر است. همچنین ذخایر گازی و بیش از نیمی از منابع نفتی خارجی این شرکت در قزاقستان است. این شرکت مهم روسی ، 12 درصد سهام دار خط لوله کنسرسیوم است. به جز لوک اویل ، شرکت های گازپروم، روس نفت و یوکوس نیز در قزاقستان فعال هستند. [18]

قزاقستان توانست مرحله گذار اقتصادی را به خوبی پشت سر بگذارد به طوری که در سال 2001 قزاقستان به عنوان نخستین کشوری که در میان کشورهای مستقل هم سود دارای اقتصاد بازار است از سوی کشورهای غربی شناخته شد که همین امر سبب شد تا جذب سرمایه های غربی به کشور بیشتر شود. [19] قزاقستان در سالهای پس از استقلال،تمایل شدید خود را برای پیوستن به اقتصاد جهانی نشان داده است.یکی از راه های پیوستن به اقتصاد جهانی عضویت در سازمان تجارت جهانی است. از سال 1996 قزاقستان تلاش خود برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی را آغاز کرد و  در خواست رسمی خود مبنی بر عضویت در سازمان را به دبیرخانه آن ارائه کرد.اگرچه بحران مالی 1998 روسیه تاثیر خود را بر روند مذاکرات گذاشت ، اما پس از سال 2000 روند مذاکرات دوباره آغاز شد و دولت قزاقستان هنوز در تلاش برای عضویت در سازمان است.[20] به نظر می رسد تا پایان سال جاری روند عضویت این کشور به سازمان تکمیل شود. به طور کلی اقتصاد قزاقستان در سالهای اخیر توسعه یافته است. اولین کشور در میان جمهوری های شوروی که توانست بدهی خود را به صندوق بین المللی پول بپردازد ، قزاقستان بود. همچنین در سال 2010 اقتصاد این کشور، 7درصد رشد داشت و این رشد در سالهای بعد هم ادامه داشت که موفقیت بزرگی برای این کشور محسوب می شود. [21]
 
در سالهای پس از فروپاشی و با تدوین برنامه های دوران گذار اقتصادی، دولت قزاقستان به خصوصی سازی و جذب سرمایه های خارجی توجه زیادی کرد.در سال 1997 قوانینی برای جذب سرمایه گذاری تصویب شد در این قوانین تسهیلاتی برای سرمایه گذاران در نظر گرفته شده است و سرمایه گذاری در زمینه همه فعالیت های اقتصادی آزاد است و سرمایه گذار به حوزه خاص محدود نشده است.[22] البته در سال 2003 دوباره مجموعه قوانین جدیدی در این رابطه تصویب شد. در برنامه جدید، توسعه اقتصادی بیشتر مورد نظر قرار گرفته است و به تکمیل روند توسعه اقتصادی کشور تا سال 2015 توجه شده است. بر این اساس بخش های اقتصادی موظفند در راه جذب سرمایه و نوآوری های اقتصادی تلاش کنند تا بتوانند در سال 2015 به استانداردهای اقتصادی اروپا دست یابند. [23]  

اگرچه قزاقستان ابتدا از بحران مالی روسیه و سپس بحران مالی جهانی در سال 2008 زیان دید اما در مجموع به عنوان یک اقتصاد در حال گذار خوب عمل کرده است و توانسته مولفه های آزادسازی اقتصادی را به خوبی اجرا کند و سطح توسعه اقتصادی کشور را افزایش دهد.

 
نویسنده: سیمین شیرازی؛ دانشجو دکتری مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز و عضو شورای نویسندگان ایراس؛


منابع:
 
1. رضوی،حسین و رحمانی،علی، (بهار 1371)، شوک آلماآتی، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال اول، شماره 1، صص 208-210.

2. لاپیدوس،ایرا م، (1387)، تاریخ جوامع اسلامی، ترجمه علی بختیاری زاده، تهران: انتشارات اطلاعات.

3. لطفیان،سعیده، (1390)، قزاقستان،تحولات سیاسی سیاستهای خارجی و امنیتی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

4. ابوالحسن شیرازی، حبیب الله، (1370)، ملیت های آسیای میانه، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی.

5. گلی زواره،غلامرضا، (1373)، جغرافیای تاریخی و سیاسی آسیای مرکزی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.

6. کولایی،الهه، (1380)، اتحاد شوروی از تکوین تا فروپاشی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی.

7. لطفیان،سعیده، (1390)، قزاقستان،تحولات سیاسی سیاستهای خارجی و امنیتی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

8. کولایی،الهه، (1389)، سیاست و حکومت در اوراسیای مرکزی، تهران: انتشارات سمت.

9. تقوی اصل،عطا، (1379)، ژئوپلتیک جدید ایران از قزاقستان تا گرجستان،بحرانها و مشکلات کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه.

10. سیف زاده،حسین، (پاییز 1373)، بحران هویت ملی در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز، فصلنامه مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال دوم، شماره 4، صص 78- 85

11. میرحیدر،دره، (پاییز 1373)، تحلیل مکانی فضایی از بحران های کنونی در آسیای مرکزی، مجله مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، شماره 4، صص 15-25

12. حیدرنیا،محسن، (پاییز 1385)، جریانهای فرهنگی و اجتماعی قزاقستان امروز، فصلنامه مطالعات روسیه،آسیای مرکزی و قفقاز، سال اول، شماره 2، صص 174-176 

13. شمسا،برات، (1378)، رشد اسلام گرایی در آسیای مرکزی، روزنامه اطلاعات،11 اسفند، ص 14.

14. حیدرنیا،محسن، (پاییز 1385)، جریانهای فرهنگی و اجتماعی قزاقستان امروز، فصلنامه مطالعات روسیه،آسیای مرکزی و قفقاز، سال اول، شماره 2، صص 174-176.

15. جمعیت قزاقستان
)Accessed  on 15/01/2013( http://www.kazinfo.ir/Pages.aspx?CatId=289)
 
16. Weinthal, E. and Luong, P.J., (2001), Energy Wealth and Tax Reform in Russia and Kazakhstan, Recources Policy 27, pp. 215-223.
 
17. De Broek, M. and Kostiel, K., (1998), Output decline in Transition: The Case of Kazakhstan, IMF Working Paper, Washington DC.
 
18. Sukhoruchenko, Veladimir, (2003), Foreign Direct Investiment in an Emerging Market, Dissertation of the University of St.Gallen,http://www.nationalbank.kz/?docid=178&uid=2FD62C99-802C-E8FB-35CF86DEAC7655B7.
 
19. Kalyuzhova, Y., Pemberton, J., and Mukhamediyev, B., (2004) 'Natural Resourcesand Economic Growth in Kazakhstan', pp. 8-30.
 
20. International Monetary Fund, (June 2011), Republic of Kazakhstan: Selected Issues, IMF Country Report, No 11/151.
 
21. Luong, P.J, and Weinthal, E. (2001), Prelude to the Resource Curse: Explaining Oil and Gas Development Strategies in the Soviet Successor States and Beyond, Comparative Political Studies, pp. 15-22
 
22. Fredborn Larsson, Johan, (2010),The Transition in Kazakhstan from Command to Market Economy, Department of Economics at the University of Lund, pp. 5-18.
 
23. OGVAD, (2005), Oil and Gas of Kazakhstan, Doing Business with Kazakhstan, 3rd edition, London: Kogan Page.
 



[ چهارشنبه 26 آذر 1393 ] [ 21:58 ] [ م . اجاقلو ]
درباره وبلاگ


وجوه ذاتی جغرافیا سیاست است نمی توان جغرافیا را بدون سیاست دید پس جغرافیدانان سیاسی باید ژئوپلیتیك را برای پایداری صلح و امنیت، بقا و رشد انسانها، حفاظت از محیط زیست، حقوق بشر، كاهش فقر و توسعه اقتصادی، توسعه كشاورزی و شیلات، آموزش وپرورش، پیشرفت زنان، امداد هنگام بروز فجایع و حوادث نامنتظره، استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی و موارد بسیار دیگر و درنهایت ثبات جامعه بشری و كاهش درد و رنج انسان ها به كار گیرند چرا كه جهان زیبا یافتنی نیست...ساختنی است...
هدف از ایجاد این وبلاگ ارائه مباحث علمی در زمینه اندیشه سیاسی، جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیك به دانشجویان، دانش آموزان و خوانندگان محترم می باشد. انتشار برخی مطالب، اخبار و گزارشات به نقل از جراید و خبرگزاری ها نشان دهنده آرا و نظرات نویسندگان آنها است لزوماً به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود امید است ما را با راهنمایی های خویش در رفع نواقص آن یاری رسانید.

آخرین مطالب
لینك های مفید عمومی
منابع جغرافیایی و نجوم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل بازدیدها : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

وضعیت آب و هوای طارم


آموختن را بیاموز موتور جستجوی خبر قطره

سبک زندگی اسلامی

Nasa
Nooa
Online User