تبلیغات

جغرافیای سیاسی نوین

جغرافیای سیاسی نوین
تنها در آب آرام است كه می شود تصاویر زیبا را دید. 
مدیروبلاگ/تعدادمطالب
نظر سنجی
اگر سیاست بین المللی را نظامی مبتنی بر زور و قدرت بدانیم و حقوق بین الملل را مجموعه ای نهادینه از كنوانسیون ها و قراردادهای بین المللی؛ سؤال: به نظر شما در نظام بین الملل تفوق و برتری كدامیك بیشتر و گسترده است؟



پایگاه اینترنتی
مقالات تخصصی
همایش ها
جغرافیای شیعیان
مراجع تقلید و علمای شیعه
مطالعات جغرافیای سیاسی

سازمان ملل در صدد است تا طی ده سال، به هر نحو ممکن، مشکل اشخاص فاقد تابعیت را حل و فصل کنند. این سازمان به عنوان نمونه، حل مشکل شصت و پنج هزار فرد روس تبار ساکن قیرفیزستان، از جمهوری‌های شوروی سابق را مثال زده که طی سال‌های اخیر، توانسته‌اند تابعیت این کشور را کسب کنند و از حقوق مساوی با سایر شهروندان قرقیزستان برخوردار شوند.

سازمان ملل تعداد اشخاص بدون تابعیت در جهان را بیش از ده میلیون نفر تخمین زده است که دارای شهروندی و گذرنامه هیچ کشوری نیستند و در نتیجه، غالبا از حمایت و حقوق مدنی، سیاسی و اقتصادی و همچنین تسهیلات رفاهی برخوردار نمی‌شوند. به عنوان مثال، اطفال فاقد تابعیت معمولا از امکاناتی مانند ثبت نام در مدارس و موسسات آموزشی رسمی کشور محل سکونت خود محروم هستند و گاه حتی خدمات درمانی عمومی نیز در اختیار آنان قرار نمی‌گیرد.سایر حقوق شهروندی، از جمله شرکت در انتخابات و گاه حتی رجوع به مراجع قضایی برای طرح دعاوی حقوقی نیز به این اشخاص داده نمی‌شود....


تابعیت به معنای رابطه سیاسی، حقوقی و معنوی است که شخصی را به دولت معینی مرتبط می‌سازد، به طوری که حقوق و تکالیف اصلی وی، از همین رابطه ناشی می‌شود.
در مورد تابعیت، تعریف واحدی وجود ندارد و بین علمای علم حقوق در این خصوص اتفاق نظر نیست
تابعیت را علاوه بر دیدگاه حقوقی و سیاسی، می‌توان دیدگاه جامعه‌شناسی را به آن افزود و تابعیت را چنین تعریف نمود :
«تابعیت، عبارت است از رابطه سیاسی، حقوقی، اجتماعی و معنوی که بین یک شخص حقیقی و یا حقوقی و یک دولت وجود داشته و یا ایجاد گردیده که هم دولت و هم اشخاص( اعم از حقیقی یا حقوقی) را دارای حقوق و تکالیف در قبال یکدیگر می‌سازد.»
از نظر دکتر حسین کلباف که قسمتی از کتاب تابعیت در ایران و سایر کشورها را شامل میشود ، ویژگی‌های تابعیت را می‌توان چنین بیان نمود :
اولاً : تابعیت یک رابطه سیاسی است. زیرا فرد را به یک دولت دارای قدرت و حاکمیت پیوند می‌دهد و در سایه این پیوند، حق حمایت سیاسی را به تبعه اعطاء می‌کند. از سوی دیگر کشورها به هنگام تدوین قواعد تابعیت به اهداف و جنبه‌های سیاسی توجه دارند. همچنین از جمله شرایط اکتساب تابعیت یک دولت این است که یک مقام یا مرجع سیاسی آن کشور با اکتساب تابعیت آن دولت موافقت نماید.
بعبارتی دیگر، این رابطه، ناشی از قدرت و حاکمیت دولتی است که فردی را تبعه خود بداند. به همین دلیل بعضی از کشورها موضوع تابعیت را در قانون اساسی ذکر کرده‌اند.
ثانیاً : رابطه تابعیت، بین‌المللی است. چرا که در نظام بین‌المللی اتباع یک کشور از حمایت دولت خود در خارج و همچنین از حمایت کلیه قواعد پذیرفته شده فیمابین دولت متبوع و دولت‌های دیگر (مانند عهدنامه‌ها و مقاوله نامه‌ها) برخوردارند.
تابعیت یک رابطه معنوی است. بدین معنی که عامل زمان و مکان در آن تأثیری ندارد و تبعه یک دولت به هر کشور دیگری که برود، باز تبعه همان دولت است. علت این امر آن است که در گذشته تابعیت با سرزمین رابطه مستقیم داشته است

تابعیت، مفهومی است بین‌المللی و ظهور آن هنگامی است که دولت‌های مختلف مستقل از یکدیگر موجود باشند تا وابستگی اشخاص به هر یک از آن‌ها در برابر دولت‌های دیگر ضروری گردد و مصداق یابد.
ثالثاً : رابطه تابعیت داخلی است، چرا که «در نظام داخلی نیز تبعه از طرفی دارای حقوق سیاسی مثل حق رأی می‌باشد.»
به عبارتی دیگر «این دولت است که تعیین می‌کند چه کسانی اتباع او می‌باشند.»
رابعاً: تابعیت رابطه‌ای حقوقی است. زیرا این رابطه در نظام داخلی و نظام بین‌المللی موجد آثاری حقوقی می‌باشد. در نظام داخلی اتباع به لحاظ داشتن رابطه تابعیت با دولت می‌توانند از حقوق سیاسی و دیگر حقوق شناخته شده در قوانین مدنی و تجاری بهره‌مند شوند و در مقابل، دولت انتظار اطاعت از قوانین و مقررات خود را از تبعه دارد. در نظام بین‌المللی اتباع یک کشور می‌توانند از حمایت سیاسی دولت متبوع خود برخوردار شوند.
البته تابعیت یک رابطه حقوقی و یا سیاسی صرف نیست بلکه رابطه‌ای مختلط و واجد جنبه‌های سیاسی و حقوقی است. برای مثال اگر فردی طبق قوانین تابعیت کشوری، شرایط لازم جهت اکتساب تابعیت آن کشور را داشته باشد، تنها به صرف داشتن آن شرایط نمی‌تواند تابعیت آن را به دست آورد. زیرا تصمیم نهایی را باید یک مقام یا مرجع سیاسی آن کشور اتخاذ نماید.
خامساً : تابعیت یک رابطه معنوی است. بدین معنی که عامل زمان و مکان در آن تأثیری ندارد و تبعه یک دولت به هر کشور دیگری که برود، باز تبعه همان دولت است. علت این امر آن است که در گذشته تابعیت با سرزمین رابطه مستقیم داشته است. در صورتی که امروزه تابعیت مربوط به مکانی نیست که شخص در آن جا اقامت دارد. البته در کشورهایی که تابعیت آن‌ها مبتنی بر اصل خاک است، چون هنوز به عامل سرزمین توجه زیادی می‌شود، جنبه معنوی تابعیت کمتر از کشورهای تابع نظام مبتنی بر خون است.
رابطه تابعیت، بین‌المللی است. چرا که در نظام بین‌المللی اتباع یک کشور از حمایت دولت خود در خارج و همچنین از حمایت کلیه قواعد پذیرفته شده فیمابین دولت متبوع و دولت‌های دیگر (مانند عهدنامه‌ها و مقاوله نامه‌ها) برخوردارند.

اگر شخصی تابعیت هیچ کشوری را نداشته باشد، آپاترید (Apatride) خوانده می‌شود.

بی‌تابعیتی یا آپاترید

علل بروز پدیده‌ی بی‌تابعیتی

1- مجازات: سلب تابعیت به عنوان مجازات در صورتی که تابعیت از نوعی «اصلی» باشد، مورد انتقاد است، اما در صورتی که تابعیت «اعطایی» یا «اکتسابی» باشد، با اصل حاکمیت و اقتدار دولت‌ها قابل تفسیر و توجیه می‌باشد. شخصی که بدین طریق تابعیت خود را از دست می‌دهد، ممکن است بدون تابعیت باقی بماند. به همین دلیل است که معمولا در سطح بین‌المللی سلب تابعیت را، هنگامی که تابعیت اصلی است و از ابتدای تولد برای شخص حاصل شده است، به عنوان مجازات نمی‌پذیرند. چرا که چنین شخصی برای کسب یک تابعیت جدید باید اسناد و مدارک مربوط به تابعیت قبلی خود را ارایه دهد و کمتر کشوری پیدا می‌شود که به چنین افرادی که تابعیت آنها به دلیل مجازات سلب شده است، تابعیت اعطا نمایند.

درست به دلیل بروز چنین مشکلاتی است که قانون اساسی کشورمان مقرر داشته است: «تابعیت کشور ایران حق مسلم هر فرد ایرانی است و دولت نمی‌تواند از هیچ ایرانی سلب تابعیت کند، مگر به درخواست خود او یا در صورتی که تابعیت کشور دیگری را کسب کرده باشد».

2- پناهندگی و مهاجرت: در اثر پناهندگی یا مهاجرت ممکن است شخصی که تابعیت مبدا خود را از دست داده است، به تابعیت دولت جدیدی نیز در نیامده باشد و در نتیجه بدون تابعیت بماند. در بعضی از کشورها مثل آلمان و شوروی سابق سلب تابعیت به دلیل پناهندگی پیش‌بینی شده است. بدین ترتیب که اگر اتباع این کشورها به دول خارجی پناهنده شوند، تابعیت روسی یا آلمانی آنها سلب می‌شود.

سلب تابعیت به دلیل پناهندگی، مساله‌ای قابل دفاع است و تقریبا کسی بر آن ایراد نکرده است؛ زیرا با توجه به اینکه تبعه به میل خود وطنش را ترک کرده و دیگر قصد و علاقه‌ای به بازگشت به کشور خود ندارد، سلب تابعیت راه‌حل عاقلانه‌ای به نظر می‌رسد.

3- اختلاف قوانین کشورها: بی‌تابعیتی ممکن است صرفا در اثر اختلاف قوانین کشورهای مختلف، از هنگام تولد برای طفل ایجاد شود. مثلا هر گاه طفلی در ایران از پدر و مادری خارجی متولد شود و قانون دولت متبوع والدین، اصل خاک را پذیرفته باشد، این طفل از هنگام تولد بدون تابعیت خواهد بود. همچنین هر گاه یک طفل نامشروع در آلمان از مادری انگلیسی متولد شود، بدون تابعیت خواهد شد؛ زیرا قانون تابعیت هیچ یک از این دو کشور، چنین طفلی را تبعه‌ی خود نمی‌دانند.

4- عدم کسب تابعیت جدید: یکی دیگر از عواملی که ممکن است باعث بروز پدیده‌ی بی‌تابعیتی گردد، در موردی است که شخصی پس از ترک تابعیت کشور خود، اقدام به تحصیل تابعیت کشور جدید ننماید و بدین ترتیب بی‌تابعیت شود.

اقدامات صورت گرفته در خصوص حل مساله‌ی بی‌تابعیتی

بی‌تابعیتی نه تنها در روابط خصوصی افراد در سطح بین‌المللی، اشکالات فراوانی ایجاد می‌کند، بلکه موجب بروز مشکلات اقتصادی، اجتماعی و حقوقی مختلفی برای «شخص بی‌تابعیت» می‌گردد. مثلا فرد بدون تابعیت چگونه و با کدام گذرنامه می‌تواند مسافرت کند؟ چگونه می‌تواند دارای شغلی باشد؟ چگونه می‌تواند از حقوق مختلف خود بهره‌مند شود؟

بنابراین، حل مساله‌ی بی‌تابعیتی از یک طرف از لحاظ خود فرد بدون تابعیت و از طرف دیگر از لحاظ حفظ صلح و آرامش جهانی، اهمیت بسیار دارد. مهمترین اقداماتی که برای حل مشکل بی‌تابعیتی در سطح بین‌المللی تا کنون صورت گرفته است از قرار ذیل می‌باشد:

1- برخی از معاهدات بین‌المللی، برای اشخاص پناهنده و بدون تابعیت، امتیازاتی در نظر گرفته‌اند. مثلا در زمان «جامعه‌ی ملل» قراردادهایی تنظیم شد که اجازه می‌داد به آوارگان و پناهندگان روسی بعد از جنگ جهانی اول، ورقه‌ی هویت مخصوصی به نام «گذرنامه‌ی نانسن» اعطا شود.

2- در کنگره‌ی 1930 لاهه که به «کنگره‌ی تدوین» معروف است، پروتکلی راجع به بی‌تابعیتی تصویب گردید که به موجب آن هر گاه شخصی پس از اقامت گزیدن در یک کشور خارجی تابعیت خود را بدون تحصیل تابعیت جدید از دست بدهد و دولت محل اقامت از دولت قبلی، تقاضای پذیرش شخص را بنماید، دولت قبلی موظف به پذیرش شخص خواهد بود.

3- اقدام دیگر از سوی سازمان ملل متحد در سال 1953 با تهیه‌ی دو طرح در خصوص رفع مشکل بی‌تابعیتی صورت گرفت. به موجب این دو طرح هر گاه کودکی در یک کشور متولد شود و به موجب قوانین سایر ممالک، تبعه‌ی هیچ مملکتی نباشد، تبعه‌ی دولت محل تولد محسوب می‌گردد. و همچنین هر گاه شخصی به علل مختلف از جمله ازدواج یا تقاضای تحصیل تابعیت، به تابعیت دولت دیگری درآید، در صورتی تابعیت قبلی خود را از دست می‌دهد که رسما به تابعیت جدید درآمده باشد. علاوه بر آن در این دو طرح تاکید شده بود که چنانچه سلب تابعیت باعث بروز پدیده‌ی بی‌تابعیتی گردد، دولت‌های عضو این قراردادها حق ندارند تابعیت کسی را به عنوان مجازات سلب کنند.

4- در 28 سپتامبر 1954 در نیویورک، معاهده‌ای در خصوص اشخاص بی‌تابعیت به امضا رسید که دول عضو این معاهده تعهد کرده‌اند که حقوقی از جمله حق ترافع قضایی، حمایت از مالکیت‌های معنوی، آزادی مذهبی، تحصیلات ابتدایی، مزایای قانون کار و بیمه و... را برای این اشخاص در کشورهای خود به رسمیت بشناسند. همچنین طی این معاهده، دولت‌های عضو مکلف شده‌اند برای افراد بی‌تابعیتی که در قلمرو آنها اقامت دارند، گذرنامه صادر کنند و احوال شخصیه‌ی آنها را طبق قوانین خود اعمال نمایند.


تنها مساله ای كه در این خصوص شایان ذكر است بحث نداشتن هیچ گونه قدرت و یا ضمانت اجرایی از سوی كمیساریا UNHCR  در خصوص كشورهایی است كه حقوق افراد بی تابعیت را نقض می نمایند. و این مساله خود می تواند یكی از نقصانهای اساسی و مهم كمیساریا به عمل آید.



[ جمعه 3 بهمن 1393 ] [ 07:02 ] [ م . اجاقلو ]
درباره وبلاگ


وجوه ذاتی جغرافیا سیاست است نمی توان جغرافیا را بدون سیاست دید پس جغرافیدانان سیاسی باید ژئوپلیتیك را برای پایداری صلح و امنیت، بقا و رشد انسانها، حفاظت از محیط زیست، حقوق بشر، كاهش فقر و توسعه اقتصادی، توسعه كشاورزی و شیلات، آموزش وپرورش، پیشرفت زنان، امداد هنگام بروز فجایع و حوادث نامنتظره، استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی و موارد بسیار دیگر و درنهایت ثبات جامعه بشری و كاهش درد و رنج انسان ها به كار گیرند چرا كه جهان زیبا یافتنی نیست...ساختنی است...
هدف از ایجاد این وبلاگ ارائه مباحث علمی در زمینه اندیشه سیاسی، جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیك به دانشجویان، دانش آموزان و خوانندگان محترم می باشد. انتشار برخی مطالب، اخبار و گزارشات به نقل از جراید و خبرگزاری ها نشان دهنده آرا و نظرات نویسندگان آنها است لزوماً به معنای تایید یا رد محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود امید است ما را با راهنمایی های خویش در رفع نواقص آن یاری رسانید.

آخرین مطالب
لینك های مفید عمومی
منابع جغرافیایی و نجوم
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل بازدیدها : نفر
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

وضعیت آب و هوای طارم


آموختن را بیاموز موتور جستجوی خبر قطره

سبک زندگی اسلامی

Nasa
Nooa
Online User